خانه وبلاگ
بايگاني شده ها
ايميل من
نويسنده وبلاگ
فریدون ضرغامی
لوگو وبلاگ

پشتيبان
بابک سيستم
زمان
آراء و انديشه ها (سايت)
لوگو دوستان
به مناسبت دهه ی هجر
گل درمقابل گلوله (رمز پیروزی)
برگی ازکتاب«ازتلخ وشاد وطنم»
دهه ی فجر
آمد دهه ی فجر و گرفتار فـجو ریم
درظلمت جهلیم وغضب کرده نوریم
در گـاه امـل، ما عـمـل نـیک نکردیـم
سرمست می کبر وگرفـتـار غروریم
با قدوه این قافله بس خدعه بکردیم
در فکر یکی گرده ازین داغ تنو ریم
آوخ به کجاشد هدف خون شهیدان؟
میراث خور زبده، کفن پوش صبوریم
تـا بـاده وحدت بشکستیم به غفلت
پیوسته در اندوه حدودیم وثغوریم
کـردیـم عـنان فـرس تـفـرقـه آزاد
با زیچه هر بی سر وپا طفل شروریم
با حـربه دین ریشه ایمان بگسستیم
نه پـیرو قـرآن ونه پـابــنـد زبـوریم
حل شد همه جا مشکل ما در همه ابعاد
هـان فـکـر جداسازی اُناث وذکـوریم
توهین به بنی نوع بشربدترازین چیست
گویا که ز وجدان وشرافت همه دوریم
بـا ذکر مصیبت به مصائب شده مأنوس
بیگـانـه زشـادی وگـر یـزان ز سـروریم
شیرین نشود خاطر فـر هـاد ستـم کش
تـا منـتـظـر حـادثـه از نغـمـه ی شـوریم
آزادی احـزاب و قـلـم نیست درایـران
تفسیرغلط نیست که ما زنده به گوریم
مُـردیـم دریـن بـرهـه زتاریخ ودگر بـار
در گـور ستـم منـتـظـر نفخه ی صـوریم
بر زنده بگریند دراین «پـهـلـوی آبـاد»!
مـا مـستـحـق فـا تـحـه ی اهـل قـبـوریم
در روز جزا توشه ما حسرت و آهـسـت
شـر مـنـده به درگـاه خداونـد غـفـوریم
درد دل آشـفـتـه به هـمـدرد بـیـان کن
گُـمره شـدگـان مـعـتکـف دامـن طـو ریم
بـا کـوسـه نـزیـبـد سخن از منقبت ریش
زین نکته هویداست که از قافله دوریم
گـویندکه مـفـتاح فـرج درکـف صبر است
در صبر زبس خبره شده سنگ صبو ریم
بس کن سخن از این همه بی مهری حکام
«اسود» همه مـقـهـور به سر پنجه زوریم
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ - فریدون ضرغامی
به یاد حصر نشین عصر- جاوید نام حظرت آیت الله ا لعظمی منتظری

رحلت جانگداز فقیه عالی قدر حضرت آیت الله العظمی منتظری حامی مسلمانان راستین جهان تسلیت باد
==========
برگی ازکتاب از تلخ وشاد وطنم - به یاد حصر نشین عصر
قفس
«عمریست مانده ام تک وتنها درین قفس»
«می سوزم ازشراره ی غمها درین قفس»
« کیومرث مهدوی«خدیو»
خو کرده ام به رنج وستمها درین قفس
دردا که نیست یـارهـم آوا درین قفس
مـن هـم سلـول گلـخن غـمهای دوستم
«می سوزم از شراره غمها درین قفس»
با کینه ای که دردل این کهنه گزمه است
بشکست دست وپـای تقـلا دریـن قفس
از بس بریخت مردمک دیـده اشک غـم
بـاشـد حضورغـبطه دریـا دریـن قفس
بار گناه بسکـه عظـیم است وبی کـران
دامـان کـس نگـشت مبـرا دریـن قفس
کـر گـشته گـوش داد رسان جهان مگر
فـریـاد مـا نـگشت هـویـدا دریـن قفس
امـروز تـنگـنای قـفس ها نفـس بـریـد
پـژمـرد رنـگ دیـدن فـردا درین قفس
آوخ قـفس زرنگ خـدا هـم تـهـی بشد
تـا جـلوه کرد حـربه حـربـا درین قفس
ببریده ام امید ازیـن قـوم نا کـثین
دارم نظر به عترت زهرا(س)درین قفس
در اقـتـفـا زشعـر«خدیو»سخـن بکـرد
«اسود» سَخَن* به رسم تسلا درین قفس
---------------------
*اشک گرم گریستن
01/10/1388
بیانیه شورای فعالان ملی – مذهبی در باره آیت الله منتظری
به نام خدا
سربلند در آزمون تاریخی اخلاق
ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائکه الاتخافوا و لاتحزنوا و ابشرو بالجنه التی کنتم توعدون.
(آنان که گفتند پروردگار ما خدای یکتاست و بر این ایمان پایدار ماندند فرشتگان بر آن ها نازل شوند که دیگر هیچ ترس و اندوهی از گذشته خود ندارید و شما را به همان بهشتی که وعده دادند بشارت باد ) .
درگذشت حضرت آیت الله العظمی حسین علی منتظری ، دین باوران راستین و حامیان حقوق انسان و آزادگان و کوشندگان راه سربلندی ایران را سوگوار کرد . نبود ایشان در هنگامه ای که می توانست
لنگرگاهی برای تعادل رفتار سیاسی در جامعه ایرانی باشد ضایعه ای جبران ناپذیر خواهد بود .
آن آزاد مرد وارسته در درازای عمر پر برکت خویش همواره مدافع حقوق انسان ها جدا از جنس رنگ و زبان و عقیده آنها بود . ایشان با این رویکرد ، اعتباری ویژه به جایگاه عالمان دینی داد و ثابت کرد که دین می تواند در حوزه اجتماعی در ایفای نقش آزادیخواهی و حق طلبی تاثیر گذار باشد .
آن مرحوم آموزه ای بزرگ برای پویندگان میدان سیاست بر جای گذاشت . آموزه او رفتن از قدرت برای ایستادن در قله آزادگی برای پاسداری از اخلاق و احترام به انسان بود . شاهکار نمایش زندگی او زیستن در تراز اندیشه و به عمل نشاندن عقایدش ولو با پرداختن بهای بس سنگین بود و با این کار در آزمون تاریخی اخلاق سر بلند بیرون آمد . این درس میراث تاریخی بزرگی است که بی گمان آیندگان در مورد آن سخن خواهند گفت . چشم مام میهن در سوگ فرزند آزاده اش گریان است .
شورای فعالان ملی مذهبی
[1]19373.jpg)
درسوگ حسین علیزاده
به مناسبت درگذشت استاد حسین علیزاده شاعرنامدار کرمانشاه «آتش»

حسین علیزاده شاعر *** حسین علیزاده استاد موسیقی
«شبا هت اسمی دردسر ساز»
از آنجا که صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران اخبارروز را به طور فرمایشی ویک جانبه پخش می کند ، لذا برای کسب خبرموثق اغلب مانند صدها هموطن کنجکاو به وسیله اینترنت به سایتهای مختلف مراجعه می کنم برحسب تصادف به سایت اخبارایران وجهان، به نشانی«www. todaylinkir » راه یافتم نا باورانه چشمم به این خبرنقل شده ازوبلاگ «خم خانه» تحت »عنوان شباهت اسمی دردسرساز» که در ارتباط با درگذشت دوست شاعرم حسین علیزاده بود افتاد. برای اطلاع بیشتراز صحت وسقم خبر ناگهانی ودورازانتظار به وبلاگ خم خانه از طریق گوگل مراجعه کردم ،درزیر تصویر آگهی ختم
با این جمله مواجه شدم «استاد حسین علیزاده هم درگذشت، بر کرمانشاهیان بخصوص برشاگردان آن بزرگوارتسلیت باد» این خبر دردسرسازخم خانه به راستی موجب ناراحتی دو گروه ازدوستدارا ن هنرشعر وموسیقی کشورمان شد.
الف: دوستداران وبستگان حسین علیزاده استاد نامدار موسیقی ایران .
ب:جامعه شعروادب کرمانشاه، درسوگ حسین علیزاده شاعرِعارف متخلص به«آتش » .
این خبرشاعران و فرهنگیان واصناف کرمانشاه وشاگردان آن بزرگ مرد را سوگوار کرد.حسین علیزاده فرزند مرحوم ولی درسال 1311در خانواده ای پیشه ور، خوشنام ودردآشنا قدم به عرصه وجود نهاد. «آتش» پس ازپایان تحصیلات دبستانی ودبیرستانی درکرمانشاه به دانشگاه تهران راه یافت وموفق به دریافت دانشنامه لیسانس وسپس فوق لیسانس دررشته حقوق قضایی از دانشکده حقوق گردید وبه استخدام وزارت آموزش وپرورش درآمد وبه تعلیم وتربیت جوانان وطن همت گماشت وپس ازسی سال خدمت صادقانه در دبیرستانها به افتخار بازنشستگی نایل شد. حسین علیزاده شاعری عارف ، حقوق دانی ورزیده ، مردی وطنخواه ومتعهد ودرزمره آزادی خواهان به شمارمی آید. او در دوستی ثا بت قدم و دررفتارمتواضع ،دراندیشه مسلمانی راستین ودرمبارزات ملی همیشه پیش قدم بودو تا آخرین لحظه حیات به مکتب رهبری نهضت ملی وفا دارماند. اودرنهضت ملی شدن صنعت نفت در لباس دانش آموزی ودررویداد انقلاب درکسوت استادی نقش به سزایی ایفا نمود. وی درامور قضایی داد گاه انقلاب کرمانشاه با درایت واستقلال رأی خدماتی ارزنده نمود که همگان جزعده قلیلی ازمحکومان دادگاه ومنسوبانشان که امری طبیعی است و مقتضای شغل قضا می باشد،ازخدماتش به خوبی یاد می کنند .
علیزاده سرانجام مانند استادش دکتر کریم سنجابی دل آزرده ازسمت خودکناره گرفت
وجلای وطن کرد وهمانند ده ها جنگ زده به کرج کوچ نمودودرشاهین ویلای کرج رحل ااقامت افکند.«آتش» سالهای پایان زندگی رادرانزوا با آلزایمردست به گریبان
بود ودرتاریخ 6/8/ 88 دیده از جهان فروبست و لهیب فروزان «آتش»به زیرخاکستر سرد زمان نشست . پیکرش رابنا بروصیتش درزادگاهش بخاک سپردند.دراین سوگ باید گفت: چون همه را هیان این راهیم صبر در سوگ را پذیراییم
سید جلیل قریشی زاده متخلص به «وفا» مؤلف کتاب باغ ابریشم(غزل کرمانشاه در قلمروشعرمعاصر) درمقدمه منتخب ا زاشعار«آتش» چنین سراییده است:
افق رهایی
لبِ فـریادِ تـوان تابِ ستم سوز آتش
جگرخصم به نی ناله ی غم سوزآتش
صخره ی برشده ی سینه شکافِ امواج
سیلی سیلِ خروشنده ی یَم سوز آتش
تابِ طا قت شکـنِ خصم به نـی نیزه شعر
شعله ی سرکشِ بی باکِ قلم سوزآتش
رگِ تلخِ می مـرد افـکن خـم خانـه درد
باز تابِ غم تـاریخی جـم سوز آتش
دربـَرِ خـصم بـرافـراشته قـد - ظلم ستیز
شعله درد کُـشِ قـامتِ خم سوز آتش
دار بستِ تـنِ تاکِ مَی مـیخا نه ی عـشق
گرمی باده کـَشِ نـم نـم نـم سوز آتش
گـره بغض گـلوگـیر اسـیران سـتم
دود خا کـسترِخامـوشی دم سوزآتش
آشنای تـنِ بـیگــانه ز پـیرا هـنِ نـا ز
بیش را درشررخواهش کم سوزآتش
بـا مـداد افـق دشت رهـا یی از بنـد
دردوداغ وغـم اندوه اَلَم سوز اتش
پیک پایان شب خـوابگـزاران دروغ
نیزه ی نورسحربیت صنم سوزآتش
باورآلوده ی نیرنگِ سیه کاران نیست
درره فـتنه وبیـداد قـدم سوزآتش
روشن ازپرتوایثارونثارش شب فـقـر
به ره خلقِ ستم دیده درم سوزآتش
کمترتذکره ای از شعرای معاصر را می توان یافت که نام «آتش» را در بر نداشته باشد از این مقوله می توان تـذ کره شعرای کرمانشا هان نوشته آقای شاکری،غزل درقلمرو شعر فارسی تألیف سید جلیل قریشی زاده متخلص به «وفا» بـاغ هـزارگـل اثراستادفرشید یوسفی و سخنوران نامی معاصرایـران اثر تحقیقی محقق فرزانه آقای سید محمد باقربرقعی را نام برد. با سروده ای از«آتش» این وجیزه را پایان می دهم.
روحش شاد ویادش گرامی باد.
عشق وطن
جزعشق وطن شور دگر در سر من نیست
زیبا تر وخوشتر سخنی همچو وطن نیست
بی شبهه چو این خاک اهـورایی ایـران
رضوان وبهشتی به همه طرف زمن نیست
من غاشق ایرانم واین عشق حقیقی ست
معشوق من سوخـته جـز مادر من نیست
این گلشن وبستان وچمن جای هـزارا ست
منزلگه جغـد ووطن زاغ وزغـن نیست
آوارگـی ازمیـهـن وکـاشـانـه و خــویشان
دردی ست که چون اوبه جهان رنج و مهن نیست
درخانه غـیرم گــذ رعـمر چـه سـخت است
آواره وسـر گشته ام ، ایـن شـیوه حسن نیست
اغـــراق نــــمی گــویـم و دورم زتــعـصب
حق گویم واین گفته ی من صرف سخن نیست
ایران نه دیـاری ست کـه همتاش ببینی
حـرفی ست مسلم، سخن ازشبهه وظن نیست
فـرهنگ فـرنگ از جهت دانش وصنعت
والاست ولی روح درآن موطنِ فن نیست
آن حالت عـرفـانی شـیراز وخـراسـان
در دهـلی وواشـنگـتن وازمیـروپـکـن نیست
عـطری کـه نسـیم آورد ازقــمصـر کـاشان
خـوشبوی تر ازآن به همـه دیـر کهـن نیست
زیـبا یــی بـحـر خــزرودامـن البـرز
در قـاهــره ولـنـدن و پـاریـس وعـدن نیست
زیـبا و قـشنگ است پـری روی فــرنـگی
امـا بـه دل آرایـی ابـنا ی وطـن نیست
الحق که چه زیبا بسرود «آتش»وخوش گفت
در راه وطن جز سر مـن هـیچ ثـمـن نیست
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸۸/٩/٢٢ - فریدون ضرغامی
آذرخونین
آذرخونین!
فرارسیدن آذرماه،همه ساله یاد آوردوحادثه شوم وغم انگیز برای مردم ایران است.
اول- ظهر چهارشنبه دوازدهم آذرماه 1387 دست پلید نا بکاری مغزمتفکردکترکاظم
سامی، سوسیالیست خداپرست، بنیان گذارسازمان جنبش انقلابی مردم ایران«جاما» و وزیربهداری دولت موقت شادروان مهندس بازرگان را نا جوانمردانه با دشنه
متلاشی کرد. با شکل گیری این جنایت هولناک و شهادت مظلومانه دکتر کاظم سامی اولین قتل ازسلسله قتلهای زنجیره ای به وقوع پیوست.١
دشنه داس!
ای دوست!
ای رفیق!
همرزم دیرگاه!
با چشم دیرباورخود، دیدم
ای دریغ
افسوس
آه
آه
دست پلید آذرِغارتگرچمن
با دشنه های داس
قبل از بلوغ دختِ شکوفه، به شاخسار
مغز بلوغ شاخه اندیشه را گسست.
با این حدوث حادثه سختِ ناگوار
جولایه پلید،
جولایه کریه کهنسال ارتجاع،
راه عبورگرده نشینانِ باغ را
با تارسست رخوت افکارخویش بست.
با این حدوث حادثه سختِ ناگوار
درامتدادِ رخوت ناباورانه ای
پشت نهال تازه شکوفای باغ ما
در انتظار ِگرده فشانان پاکباز
کم کم
به زیر بار ِگران سنگ انتظار
پژمرده وشکست.
ای دوست!
ای رفیق!
همرزم دیرگاه!.
خطرساز زندگی!
حالا که داسِ دشنه کمین کرده باغ را
غرسِ نهالِ دیگری و باغ دیگری
این مادرکهن
فریاد می کشد.!!
***
دوم

شانزدهم آذر
پس ازملی شدن صنعت نفت دولت ملی دکتر محمد مصدق با قطع رابطه و بستن سفارت انگلیس که مرکزتوطئه علیه دولت ملی شده بود، برخلاف خواسته شاه گامی دیگربرای تحکیم اراده ملت به سر نوشت خویش برداشت .
بارویداد کودتای ننگین ومشترک آمریکا وانگلیس باردیگر جاسوس خانه انگلیس با ورود دنیس رایت کاردارسفارت انگلیس گشایش یافت که مورد اعتراض دانشجویان مبارز قرار گرفت. با هجوم ارتشِ دست آموز شاه ومستشاران آمریکا یی به صحن مقدس دانشگاه سه رزمنده متعهد به شهادت رسیدند. مردم حق شناس ایران و دانشجویان آگاه همه ساله یاد و خاطره این شهدای گرانقدر، شریعت رضوی، احمد قندچی و مصطفا بزرگ نیا را گرامی می دارند.
تحفه بغداد!
دلادیدی که دشمن شاد گردید ؟
جهان برکام آن شیاد گردید؟
دو باره انگـلستانِ تبه کار
سفارتخانه اش بنـیادگردید
فسوسا ؛ خانه ی دادِ مصدق
سرای کینه و بـیداد گردید
زغـفلت گربه زیـبای ایـران
اسیر گرگ استبـداد گردید
ز جبـن شاه وخبث دولت او
ستم بـرمردم آزاد گردید
نه تنها نسل زنده شکوه سرداد
به گردون ناله ا جدا د گردید
نهال آرزوی خلقِ ایـران
تما ماًریشه اش بربادگردید
گشوده خانه ظلمِ مضاعـف
به دست«تحفه بغداد»گردید٢
---------------------------------------
١- برای شناخت آمران وعاملین این ضایعه اسفناک به آرشیو وبسایت شخصی آقای اکبر اعلمی نماینده ادوار پیشین مجلس شورای اسلامی به نشانی http://www.akbaralami.com مراجعه فرمایید.
٢ - لقب شاه فراری به گفته شادروان دکتر سید علی شایگان.
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸۸/٩/٦ - فریدون ضرغامی
به مناسبت سالروز شهادت پروانه وداریوش فروهر

بیانیه 336 تن از تلاشگران سیاسی، دانشگاهی، فرهنگی و اجتماعی به مناسبت
سالروز شهادت پروانه و داریوش فروهر
بنام خدا
سالمرگ خونین پروانه و داریوش یادآور بیفرجامی حذف و خشونت
در یکم آذر ماه 1377 برگی دیگر از خشونتهای سیاسی در تاریخ ایران ورق خورد و داستان مظلومانه غرقه در خون شدن، پروانه و داریوش فروهر دو تلاشگر دیر پای راه آزادی و استقلال و سربلندی ایران، نگارش یافت. این قتل سیاسی حلقهای از زنجیرهای بود که در کوتاهتر از یکماه منجر به ربودن و کشته شدن چند تن از شخصیتهای دگراندیش شد. با این جنایتها روح و روان جامعه مشوش و اذهان عمومی درون و بیرون کشور به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و به اعتراض عمومی منجر شد. بیگمان اگر نبود کوشش رئیس جمهور وقت و تلاشهای آگاهی بخش مطبوعات، این زنجیره همچنان افسار گسیخته به قربانی گرفتن ادامه میداد.
هر چند جنایت در ذات خود نفرت انگیز است اما این قتل ها از آن جهت بیشتر نفرت انگیز بود که برخی از عوامل حاکمیت مرتکب چنین جنایتی بودند و از سویی قربانیان از شهروندان عادی و بدون دفاع و بدون قشون و نفر بودند. مأموریتی که مطابق شرح وظایف قانونی و عرفی و اخلاقی می باید مدافعان حقوق شهروندی افراد جامعه باشند، مرتکب چنین جنایتی شدند.
پی آمد اعمال خشونت در دوران پس از انقلاب به وارد آمدن آسیب های جدی در گفتمان سیاسی ایران منجر شده است که شوربختانه هنوز هم خودنمایی آن را در برخورد با اعتراضهای مسالمت آمیز خیابانی و یا در بازداشتگاه هایی همچون کهریزک و یا در کشتار دسته جمعی نظامیان به روش انتحاری و یا ترورهای خیابانی در مناطق مرزی و یا اعدام های شتابزده و خارج از قانون می بینیم. حاکم شدن منطق خشونت به جای مسالمت، گفتگو، قانون و رعایت حقوق دیگران، دور باطلی از خشم و حذف را به ارمغان می آورد که راه به هیچ بیراههای هم نمی گشاید. طراحان این خط مشی، از خشونت بعنوان ابزاری برای حذف رقیب سیاسی و به کرسی نشاندن دیدگاهها و احراز موقعیت سیاسی استفاده می کنند. غافل از اینکه تجربیات بشری همواره ثابت کرده که بازتولید خشونت، خشونت است و نتیجه چرخة خشونت چیزی جز شعله ور کردن آتش کینه ورزی و بالا رفتن ظرفیت انتقام جویی جامعه و از بین رفتن توان ملی و در آخر رهنمون کردن جامعه به قهقرای عقب ماندگی و درماندگی در پی نخواهد داشت و پشتیبانان و کارگزاران آن نیز از آتش خشونتی که خود افروخته اند، در امان نخواهند ماند.
در سالمرگ آن دو سرباز نهضت ملی ایران و رهروان راه مصدق با ارج نهادن به آرمانهای ایران دوستی و آزادیخواهی آنان هرگونه اعمال خشونت از سوی هر نیرو، خواه درون و یا بیرون از قدرت سیاسی را خلاف منافع ملی و مصالح کشور دانسته و به عاملان آن هشدار میدهیم از تجربیات تاریخی درس گرفته و آزموده را دوباره نیازمایند.
یکم آذر 1388
محمد آزادی، حمید آصفی، فریدون آقاسی، سامر آقایی، سعید آل آقا، احمد انصاری، ادیب برومند،
لقاء اردلان، بانو فرشید افشار، منوچهر احتشامی، فرهاد امیر ابراهیمی، عباس امیر انتظام،
محمود امامی، فرزانه اسکندری، محمد ابوالحسنی، عباس ابوذری، هادی احتظاظی، حمید احراری،
طاهر احمدزاده، حسن احمدی، محسن احمدی، مصطفی اخلاقی، میلاد اسدی، مرتضى اشفاق،
حسن افتخار اردبیلی، جلال اقتدارى، اعظم اکبرزاده، زهرا اکبرزاده، علی رضا اکبرزادگان، علی اکرمی،
محمود امیر احمدى، مهدی امینی زاده، عبدالمجید الهامی، کمال الدین بازرگانى، پروین بختیار نژاد، هرمیداس باوند، مرتضی بدیعی، جهانشاه برومند، اکبربدیع زادگان، رحمت الله برهانى، بهروز برومند، ابوالفضل بازرگان، عبدالعلی بازرگان، فرشته بازرگان، محمدنوید بازرگان، مختار باطولی،
محمد بذرپور، محمد برقعی، محمد بسته نگار، مهدی بسته نگار، محمد حسین بنی اسدی، عماد بهاور، محمد بهفروزی، حمید بهشتی، صفا بیطرف، محمد بهزادی، مسعود پدرام، حسن پارسا،
عباس پوراظهرى، رضا پویان، حبیب الله پیمان، مجید پیمان، عبدالرضا تاجیک، عباس تاج الدینی،
مصطفى تنها، ناصر تکمیل همایون، نصرالله توکلی نیشابوری، غلام عباس توسلى،
محمد توسلى، محمدرضا توسلى، نصرالله جمشیدی، مجید جابرى، رضا حاجى، بهمن حافظى،
طه حجازى، حمید حدیثی، اسماعیل حاج قاسمعلی حسین حریرى، حمید حسامی، آیدین حسنلو،
بهزاد حق پناه، جمشید حق گو، ابوالفضل حکیمى، عبدالکریم حکیمى، مجید حکیمى، محمد رضا حمسى، محمد حیدری، جعفر خائف، جلال جلالی زاده، ابراهیم خدادادى، امیر خرم، عیسی خان حاتمی،
حسین خشایار دوست، محمد حسین ختنی فر، خلیل خلیلی بو، حسین خطیبی، محمد خطیبی،
ابراهیم خوش سیرت سلیمی، اسماعیل خوش محمدى، هوشنگ خیراندیش، رسول دادمهر،
محمد علی دادخواه، محمد دادی زاده، محمد مهدى دانشیان، محمود دل آسایى، داود درگاهی،
سعید درودی، پرویز دلیری، جمال درودی، امیرخسرو دلیرثانی، عباس دهقان نژاد، مصیب دوانى،
ابراهیم دینوی، محمد صادق ربانى، محمدصادق رسولی، تقی رحمانی، سامان رحمانی،
محمدجواد رجائیان، عباس رخافی، منصور رسولی، جهانگیر رضوی، حسین راضی، علیرضا رجایى،
علی رشیدی، احد رضائى، اصغر رضائى، بهمن رضا خانى، حسین رفیعى، جواد رهبری نیا،
مهدى رهنما، رضا رئیس طوسى، مهدی رنجبر، رقیه زارع پور، کوروش زعیم، محمود زندیان، حیدری، محمد ابراهیم زمانی، جمال زره ساز، علی زرین، پرویز زندى نیا، علیرضا ساریخانى، عزت الله سحابى، حسین سکاکی، هاله سحابى، خسرو سیف، محمود سعیدزاده، محمد سرچمى، بیوک سعیدی،
عبدالفتاح سلطانی، مرتضی سلطانیه، سید حسن سیدزاده هاشمی، احمد ساعی، خسرو سعیدی، سیدمحمد سجادی، مرتضی سمییاری، محمود بصیر شاد دل، ابراهیم شاکرى، موسی شیخ زادگان،
على شاملومحمودی، حسین شاه اویسی، حسین شاه حسینى، جواد شرف الدین، حسن شهیدی،
الله وردى شمبورى، احمد شهامت دار، هاشم صباغیان، احمد صدر حاج سیدجوادى،
رضا صدر، مهدى صراف، فضل الله صلواتى، حمید رضا صمدی، حسن علی صارم کلالی،
سیاوش صحت، محمد صاحب محمدی، مهدی صراف، سعید صاحب محمدی، جلیل ضرابی،
على اشرف ضرغامى، فریدون ضرغامى، اعظم طالقانى، امیر طیرانی، طاهره طالقانى، نرگس طالقانى،
اکبر طاهرى، رئوف طاهرى، محمد طاهرى، مهدی عربشاهی، روئین عطوفت، محمدباقر علوى،
باقر علایی، علی علوی، رضا علیجانی، سید جعفر عباس زادگان، هما عابدی، جمشید عزیزی،
محمود عمرانى، حسین عزت زاده ، على اصغر غروى، علیرضا غروى، ماجد غروى،
محمد حسین غفارزاده، سعید غفارزاده، مسیح غروی، على غفرانى، فریده غیرت، باقر فتحعلی بیگی، ارسلان فلاح حجت انصاری، مقصود فراستخواه، ناصر فربد، محسن فرشاد، اصغر فنی پور،
ابوالقاسم فروزان، پویان فخرآیی، غفار فرزدى، حسن فرح آبادی، اسماعیل فاضل پور،
فاطمه فرهنگ خواه، حسن فرید اعلم، فرزاد قاسمی، عباس قائم الصباحی، خسرو قشقایى،
ماهرو قشقایى، مهدی قلی زاده اقدم، عبدالحسین قمی زاده، حسن قدیانی، باقر قدیری اصلی،
عبدالمجید قندى زاده، نظام الدین قهارى، مصطفى قهرمانى، حجت الله قیاسى، رحمان کارگشا،
اسداله کارشناس، امیر حسین کاظمی، مرتضى کاظمیان، منوچهر کیهانی، هادی کحال زاده،
خسرو کردپور، مسعود کردپور، على کرمى، فریدون کشکولی، ناصر کمیلیان، بهناز کیانی،
پروین کهزادى، فاطمه گوارایی، محمود گرگین، علی اصغر گل سرخی، بیژن گل افرا، مسعود لدنی، فرهاد لقایی، احسان مالکی پور، محمد تقى متقى، حسین مجاهد، مرضیه مرتاضی لنگرودی،
محسن محققى، نرگس محمدی، نوشین محمدی، سیمین مخبر، فرزین مخبر، اسد موسوی،
فضل الله مشایخ، رشید مظفری سردشتی، مصطفی ملافر، سیاوش مقدم، محمد محمدى اردهالى،
سید على محمودى، پریچهر مبشری، صادق مسرت، منوچهر ملک قاسمی، هرمز ممیزی،
ابراهیم منتظری، فرید مرجایی، سید حسین موسویان، مهدی موید زاده، حسین مدنی، سعید مدنى، ماشاءالله مدیحى، مصطفى مسکین، رضا مسموعى، عباس مصلحى، مهدی معتمدی مهر،
محمد جواد مظفر، احمد معصومی، علی اکبر موینی فر، حمید منزه، یاسر معصومی، مرتضى مقدم،
کاظم ملکی، مهدی ممکن، خسرو منصوریان، کیوان مهرگان، محمد جواد مظفر، مرتضی مقدم،
ضیاء مصباح، خدایار محبی، قدرت منصوری، سیدرضا موسوى سعادت لو، على مومنى، محمودمومنى،
امیر میرخانى، سید محمد وحید میرزاده، مهدی ناطقی، حسن نراقى، رضا نخشب، علی اکبر نقی پور، امین نظری، ابوالفضل نیماوری، بهرام نمازی، محمد حسین نائینیان، خسرو نجارزاده، محمود نکوروح، امیر نکوفر، محمد تقى نکوفر، مهدی نوربخش، فخرالسادات نوربخش، منوچهر نوربخش،
غلامرضا نیک صفت، جعفر نقمی، رسول وریایى، محمد وفایی، حمید وارسته، مراد همتی،
هادى هادى زاده یزدى، احمد هادوی، فریدهاشمی، ناصر هاشمی، بهاره هدایت، علیرضا هندى،
احسان هوشمند، پرویز همایونی، علی فرید یحیایی، رحیم یاورى، ابراهیم یزدى، حسن یوسفیان آرایی، لطف الله یوسف قهاری، میر محمود یگانلی.
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸۸/٩/۱ - فریدون ضرغامی
13آبان به روایت از سایت ملی مذهبی ها
مامور پلیس و سلطان محمود غزنوی
برای بار اول که فیلم را دیدم باورم نشد؛ یک مامور نیروی انتظامی باتوم را بالا برد و محکم کوبید توی صورت دختری جوان که راه فرار نداشت و تکیه داده بود به دیوار. قربانی افتاد. پسری خواست کمک کند. موهای او را می کشیدند و نمی گذاشتند نزدیک شود برای کمک. دیروز بود؛ 13 آبان و تهران. خیابان بود، کهریزک نبود، روز بود؛ شب نبود. جمهوری اسلامی خودمان بود، بیت المقدس نبود
*
سلطان محمود غزنوی اولین پادشاه مستقل و بزرگترین فرد خاندان غزنوی است. به دلیری و بیباکی و کثرت فتوحات و شکوه دربار در تاریخ اسلام، مخصوصاً به جنگ هایش در هند و غنایمی که از آنجا آورده مشهور است. وی اولین فرمانروا در قلمرو خلافت اسلامی است که به خود عنوان "سلطان" داد تا استقلال خود را از دستگاه خلافت نشان دهد. وی شهر غزنه را به مرکز امپراتوری خود که شامل افغانستان،بخش عمده از ایران امروز، شمال غرب هند، قسمتی از پاکستان امروزی میشد، تبدیل کرد.
*
اولین زنی که پس از استقرار اسلام در ایران و مقارن با شیخ ابوعلی سینا به حکومت رسید، شیرین مشهور به امالملوک و ملقب به ام رستم است که به او سیّده ملکه خاتون میگفتند . وی دختر رستم بن شروین از سپهبدان خانان باوند در مازندران و همسر فخرالدوله دیلمی بود. پس از فوت فخرالدوله فرزند چهارساله او، به روایتی 11 ساله، را به سلطنت برگزیدند اما سیّده خاتون به دلیل صغر سن فرزند و نیز بر عهده داشتن نیابت سلطنت همسرش در زمان حیات او، به کمک دو تن از وزرای مشاور خود، بر قلمرو شوهر فرمانروایی یافت. زمانی سلطان محمود غزنوی در صدد برآمد ری و نواحی مجاور آن را به قلمرو خود ضمیمه کند و بر گنجهای با ارزش دیالمه دست یابد . سلطان محمود با نامهای که به سیّده خاتون نوشت به او پیام داد که "باید خطبه و سکه به نام من کنی و خراج فرستی و الّا جنگ را آماده باشی". سیده خاتون هم پیام فرستاد که "اگر میهنم مورد حمله قرار گیرد خودداری نکرده با سلاح مقابله خواهم کرد اگر غالب بشوم تاریخ خواهد نوشت که محمود غزنوی را زنی مغلوب کرد و اگر مغلوب شوم باز تاریخ به یک جمله خواهد گفت محمود غزنوی زنی را مغلوب کرد". پاسخ سیّده خاتون سبب شد که محمود طی حیات خود از لشکرکشی به ری خودداری کند
*
دارم فکر می کنم آن مامور نیروی انتظامی یک تار موی دم اسب سلطان محمود غزنوی نخواهند بود؛ نه این که او و همه کسانی که در این ماه های اخیر تیغ به دست زنگی ها سپرده اند، هیچ گاه حتی خواب فتوحات سلطان غزنوی را هم نخواهند دید، بلکه از آن رو که سلطان محمود غزنوی با همه قدرت و شوکتش، باور داشت که فراتر از "چیره شدن بر رقیب"، "مهم تر"هایی هم هست، "تاریخ" هست، "وجدان" هست؛ "مضحکه آیندگان" است
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸۸/۸/٢٠ - فریدون ضرغامی
جایزه صلح نوبل
جایزه نوبل٢٠٠٩
جایزه نوبل به «اوباما»
از برایش به سان رؤیابود
زین پدیده جهان بشد مبهوت!
تا چه حا صل جهانیان را سود

شیر او ژن2003
خوشا آن زمانی که ایران زمین
بشد مفتخر بر نهادی چنین
رهین «عبادی» ست مام وطن
«به شیرین» شیراوژنش آفرین
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸۸/٧/۱٩ - فریدون ضرغامی
آنچه می خوانید: تبریک و فرازی از نهج البلاغه
عید سعیدفطر به مسلمانان
سبز اندیش و بیدار دل مبارک
******************************
. به فرموده مولا علی(ع) » حریف ما دراین مبار زه فقط دو طایفه اند:
انهایی که برخلاف حق وعدالت مقامهایی را اشغال کرده اند که شایسته ی آن نیستند وبدین وسیله کبریا وغرور وظلم وتعدی خود را می خواهند به مردم تحمیل کنند.
و آنهایی که به قانون اسلام وحقوق جامعه وام برگردن دارند واز ادای آن به گستاخی سربازمی زنند.»
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸۸/٦/٢٩ - فریدون ضرغامی
آنچه می خوانید: تسلیت -گل آزادی مرد!
شهادت مظومانه مولای متقیا ن علی بن
ابیطالب (ع) به پیروان راستین آن حضرت
تسلیت باد
====================================================================================================
«آن کس به خدا ایمان دارد،که راستی راهرچه هم که زیان آورباشد ،بردروغ برگزیند؛وازدروغ هرچه هم سود مند باشد پرهیزکند.» نهج البلا غه
========================================================
به یاد شاد روان آیت الله سید محمود طالقانی
گُل آزادی مُرد!
مرگ حقست!
همه می میریم
مرگ در مکتب ما
خود سر آغاز حیات دگریست
لیک این فاجعه ی درد آلود
مرگ یک انسان نیست
مرگ یک حافظ دلباخته قرآن نیست
سخن از مرگ ابوذر نبود
سخن از آزادیست
گُل آزادی مُرد!
رونق گُلشن رفت
باغ در سوگ نشست.
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸۸/٦/۱٩ - فریدون ضرغامی
آنچه می خوانید: ماه رمضان و بعد لز کودتا ی ننگین آمریکا وانگلیس 28 امرداد 1332

خجسته ماه رمضان،ماه نزول وتلاوت قرآن به مسلمانان
راستین ، متعهد وروزه دار جهان مبارک باد.
================================
خزان ایران!
آسمان تار وهوا سرد وطبیت غمناک
نوعروس چمن آغشته میان گِل وخاک
لاله از فرط تعب دامن خود را زده چاک
ناله ی بلبل آزرده رسد تا افلاک
اول ماه خزان روز غزای چمن است
موقع شادی وآزادی جغد وزغن است
رنگ رخساره خورشید جهان تاب پرید
دخترروز به آغوش شب تار خزید
نا گهان لشگرشب از درویواررسید
چیره برملت ما گشت شبی تاروپلید
ای عروس سحری چهره گشا
هان! جوانان سحر خیز به پا!
باغ افسرده وافسرده تر از آن شد گُل
لاله پژمرده فتا ده است به خاک سنبل
حمله ی باد خزان بنگر وحال بلبل
کس چنین دیده،مگرحمله چنگیز مغول
گُل نگر از کف بلبل چون رفت
همچو ایران شد وآزادی ونفت
به سرم باز دوصد فکر پریشان آمد
برلب سوخته از آه جگر جاان آمد
ناله پیر وطن 1 از دل زندان آمد
آه آن پیر، خدایا ! به چه عنوان آمد
گفت: افسوس ، چرا درخوابید!
وطن ای هموطنان ! در یـا بید
بازاز غصه چنان سربه گریبان کردم
گریه بر مردم آزاده ایران کردم
یاد از همت مردان و دلیران کردم
فکر آبادی این خانه ویران کردم
از چه رو خانه ما ویران شد ؟
نام ویرانه ما ایران شد ؟!
عده ای شنگول وسر مست شراب و کنیا اک
نشئه از شیره وبنگند و حشیش تریاک
سینه ی هرکه بزدحرف حقیقت شدچاک
وا قعاً بر سر این مردم بی غیرت خاک
نوجوانان وطن غرقه به خون
خجل از خون جوانان کارون
عده ای غرق به عیش وطرب وطنازی
عده ای هم شده مشغول به«اسکی !» بازی2
غیر آواز دف وبربط و چنگ و سا زی
کی به گوش آید از این قوم دنی آوازی
تا به کی این همه شا دی دیدن
لیک در خانه غم خوابید
گریه بر مردم ایران شده آیین سحاب
آخرای مردم آزاده چرا یید به خواب
سوی میدا ن شهادت بنمایید شتاب
خوش بود جنبش مردانه ای ودارو طناب
به خدا !عاقبت شب روزا ست
هرکه کوشش بکند پیروزاست
28 بهمن 1332
---------------------------------------------------
1 - دکتر محمد مصدق
2 - اشاره به تفریحات زمستانی آریا مهر! وشهبانو! درپیست های اسکی فرانسه است

دکتر محمد مصدق با نوه اش درتبعید گاه (احمدآباد)

شاه وثریا فارغ ازغم کرسی بدون ذغال هموطنان روستا نشینش درپیست
اسکی کشور فرانسه مشغول گذران تفریحات زمستانی می باشد

شاه پس از بازگشت از فرار درحال استماع گزارش شعبان جعفری معروف به بی مخ
سردسته لباس شخصی های سلف(اراذل واوباش) می باشد در این دیدار رسمی
شعبان رابه لقب «تاج بخش» مفتخر می فرمایند.
پيام هاي ديگران () link ۱۳۸۸/٥/٢۸ - فریدون ضرغامی

